تبليغاتX
سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی


سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد....یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

مرگ جزو واژگان مرده ی ذهنش بود که فقط گاهی اوقات به زبان می آورد. در حقیقت در ذهن او معنی این کلمه صرفا یک معنی بود و هیچگاه به عمق آن و دنیایی که در پس این واژه نهفته است فکر نکرده بود. گاهی وقتی در محفلی از مردن و مرگ بحثی به میان می آمد طوری زبان به صحبت باز می کرد که انگار مرگ واژه ای است یا حقیقتی است که او کاملا آن را پذیرفته و نه تنها از آن هراسی ندارد بلکه ان را دروازه ای به سوی بهترینها می داند. اما از آنجا که بیرون می آمد لحظه ای به آنچه گفته بود و آنچه از مرگ بر زبان رانده بود فکر نمی کرد. آنقدر در دنیا غرق شده بود که همه چیز را در آن می دید‌. تمام آنچه می خواست را را در کوچه هایش ٬شهرهایش و یا کشورهایش جستجو می کرد. اما وقتی آن را دید٬ لمسش کرد ٬ خود را خیلی به آن نزدیک دید٬ ناگهان این واژه برایش مفهوم جدیدی پیدا کرد یا اصلا تازه این واژه برایش مفهوم پیدا کرد زیرا که قبلا برایش مفهومی نداشت.

افسوس که فرصت باقی نبود که اشتباهات بسیارش را جبران کند ولو به میزان کم. در حقیقت او معنی و حقیقت مرگ را در عمق مرگ پیدا کرد و برای او مرگ واژه ای مخوف بود

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 22:24 توسط حمید| |

امشب که از خوندن  گسسته(برای امتحان ترم) خسته شده بودم و داشتم استراحت می کردم یهو یه شعر به ذهنم رسید که می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد

زندگی از پس کوههای سپید،گاهی برفگون ولی پیداست

زندگی از پس   آه چه کنمها

از پس خیالات بر باد که به واقعیت نشیند

از پس هر حادثه ای ،هر رنجی، هر محنتی

                                     باز هم زیباست.

 

یه شعر دیگه هم هست:

عده ای پنداشتند زندگی  با همه ی خوبی ها، لذت ها

فراهم شده تا آنها قدرتمند بمانند

این پندار ضعیف ،قربانی بسیار گرفت

اکنون همه شاهد بودند که در آخر کار آن همه عزت در ظاهر

                           آویزان شد از طناب پوسیده ی دار.(اعدام صدام)

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:8 توسط حمید| |

عید غدیر را به همه ی عاشقان آن حضرت تبریک می گویم.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 21:44 توسط حمید| |


Design By : Night Skin


بهترین و جدیدترین کد های جاوا