سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد....یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
سینه ی من جایگاه دل نیست سینه ی من گنجینه ی اسرار نیست سینه ی من جز جایگاه غم مکانی نیست زین سبب قلب و دل و اسرار را در آن جایی نیست. آری او می خواست تلاش کند تا در آینده حسرت مال و مکنت دیگران را نخورد. او می توانست و می دانست که می تواند پس باید تلاش می کرد تا دیگر آه حسرت از سینه بیرون ندهد. خدایا کمکم که از راه تو ذره ای منحرف نشوم. خدایا کمکم کن که آن چیزی را که تو ناصواب می شماری٬ صواب نشمارم. خدایا به من قدرت بده تا در بربابر هوسهایی که منجر به گناه می شوند سر خم نکنم و تنها تو باشی که سر من برایش به تعظیم فرود می آید. خدایا کمکم کن که از چنگ کارهایی که تو آنها را گناه می دانی و من به آنها عادت کرده ام٬ رها شوم و زیر یوغ نا فرمانی ات (حتی کوچکترین نافرمانی ها) نباشم. خدایا می دانم مرا با گناهانی که مرتکب شده ام دوست می داری ٬ این سخن را خودت در قرآن گفته ای و می دانم که جز راست نمی گویی. خدایا بخشیدن گناه من برای تو سود و زیانی ندارد ولی مرا در اوج سعادت قرار می دهد. خدایا به درگاهت زار می زنم و توبه می کنم تا مرا ببخشایی. خدایا می دانم در توبه ات به روی همه باز است٬ می خواهم از آن در وارد شوم و هیچگاه راه بازگشت را در پیش نگیرم. خدایا اگر توبه ام پذیرفته شود در اوج سعادت خواهم بود ولی چه کنم با شرم آن در هنگامی که گناه می کردم و تو مرا می نگریستی. روزی بر راهی غمدیده ای ٬ بنشسته ٬زانو در بغل دیدم پرسیدم از بهر چه اینجا ٬ این طور نشسته ای گفت تعجبم از توست که راحت بر راهت رفته ٬ غمگین نیستی گفتم : تو را چه می شود ٬ غم برای چه؟ گفت : در خانه ی غم جز غمگین نتوان بود گفتم خانه ی غم؟ گفت : این دنیا و پستی آن ٬ آدمها و دون صفتی آنان همه مایه ی غمند ٬ پس دنیا خانه ی غم است. که بر سینه ی خود کوفته به سر می زنند اشکهاشان جاری و از دل ناله ی حسین جان سر می دهند کنار این جماعت مغموم از ظلم بدترین ظالمان به آرامی می گریم و سر می دهم : یا حسین
| Design By : Night Skin |


