تبليغاتX
سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی


سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد....یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

من و یاد تو نکردن

بودن و هوای تو نداشتن

محال است٬ محال است

مثل یک جام خالی از شراب

تو نباشی مست شدن

حرام است٬ حرام است

گل یاد تو در این گلدان

عطر بوی تو هنوز در مشامم

تو نیستی و این فقط یاد است

تو کجایی؟٬ تو کجایی؟

می دانستی از چشمان سیاهت

منم که جان میگیرم

حالا که نیستی تو بگو:

چگونه بمانم؟٬ چگونه بمانم؟

مسخ خنده های تو شدن

برای تو از خود رها شدن

برای من تعبیر عشق بود

اکنون بگو چه کردم که

تو رفتی٬ تو رفتی

حقیقت همینست که ماندست:

تو رفتی ولی رنگ چشمان سیاهت

هنوز هم زندگی منست

ولی کاش

می ماندی٬ می ماندی

تو میدانی چه سخت است

بی تو بودن٬ ماندن

برای تکه های دل من هم شده

تو برگرد٬ تو برگرد

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:33 توسط حمید| |


Design By : Night Skin


بهترین و جدیدترین کد های جاوا